ارزیابی ویژگیهای شیمیایی ضایعات نخل خرما بهعنوان بستر کشت و تأثیر آن بر تعداد و عملکرد گوجهفرنگی
چکیده:
هدف:
هدف این پژوهش، ارزیابی ویژگیهای شیمیایی ضایعات نخل خرما بهعنوان بستر کشت و بررسی تأثیر آن بر تعداد و عملکرد میوه گوجهفرنگی بود.
طرح آزمایش:
این آزمایش بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کاملاً تصادفی با 9 تیمار و 3 تکرار انجام شد. تیمارها شامل سه اندازه مختلف ضایعات نخل خرما شامل S1 کمتر از 0.5، S2 بین 0.5 تا 1 و S3 بین 1 تا 2 سانتیمتر و سه دوره کمپوست شدن شامل C1 صفر، C2 سه و C3 شش ماه بودند.
محل و مدت اجرای پژوهش:
این پژوهش در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان (خوراسگان) طی سالهای 2011 تا 2012 انجام شد.
روش تحقیق:
ضایعات نخل خرما در سه اندازه مختلف (<0.5، 0.5–1 و 1–2 سانتیمتر) تفکیک و به مدت 3 و 6 ماه کمپوست شدند. سپس این مواد بهعنوان بستر کشت برای تولید گوجهفرنگی مورد استفاده قرار گرفتند. برای مقایسه اثر کشت گیاه، همین تیمارها در بسترهای فاقد گیاه نیز مورد بررسی قرار گرفتند.
برخی ویژگیهای شیمیایی بسترهای کشت، از جمله نسبت کربن به نیتروژن (C/N)، ظرفیت تبادل کاتیونی (CEC)، هدایت الکتریکی (EC) و pH، پیش از کشت و در پایان دوره کشت در بسترهای دارای گیاه و فاقد گیاه اندازهگیری شدند. همچنین تعداد، عملکرد و سفتی میوههای گوجهفرنگی مورد ارزیابی قرار گرفت.
نتایج:
نتایج آماری نشان داد که مقادیر pH و CEC در پایان دوره کشت، چه در بسترهای دارای گیاه و چه در بسترهای فاقد گیاه، نسبت به قبل از کشت بهطور معنیداری افزایش یافتند (P<0.05).
مقدار EC بسترها پیش از کشت بهطور معنیداری بیشتر از بسترهای دارای گیاه و فاقد گیاه در پایان دوره کشت بود (P<0.05). همچنین نسبت C/N در بسترهای فاقد گیاه نسبت به قبل از کشت و بسترهای دارای گیاه، کاهش معنیداری نشان داد (P<0.05).
کمپوست کاملاً رسیده با تیمار C3S2 (6 ماه کمپوست شدن و اندازه ذرات 0.5 تا 1 سانتیمتر) باعث افزایش معنیدار تعداد و عملکرد میوه گوجهفرنگی شد.
نتیجهگیری:
نتایج کلی نشان داد که فرآیند کمپوست شدن موجب تغییر ویژگیهای شیمیایی بستر کشت میشود و تفاوت در ویژگیهای شیمیایی بسترها میتواند بر تعداد و عملکرد میوه گوجهفرنگی تأثیرگذار باشد.
